على ربانى گلپايگانى
169
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
تنزيه معتقد بود ، بلكه اين اصل در همهى صفات الهى جارى است ، مثلًا علم خداوند را نمىتوان علم حصولى و زايد بر ذات او و محدود دانست ، بلكه علم خداوند عين ذات خداوند ، حضورى و نامحدود است . همينگونه است قدرت و حيات و ارادهى خداوند . كوتاه سخن آنكه در باب صفات الهى ، بايد كمال آنها را براى خداوند اثبات كرد و نقص و كاستى آنها را از خداوند نفى نمود ، و اين است طريق مستقيم در باب توحيد . چنانكه امام رضا عليه السّلام فرموده است : « للناس في التوحيد ثلاثة مذاهب : نفي ، و تشبيه و اثبات به غير تشبيه ، فمذهب النفي لا يجوز ، و مذهب التشبيه لا يجوز ، و السبيل في الطريقة الثالثة ، اثبات بلا تشبيه » . « 1 » نفى رؤيت بصرى يكى از لوازم نفى تجسيم از خداوند ، نفى رؤيت بصرى است ، زيرا ديدن چيزى با چشم مستلزم اين است كه آن چيز در مكان و در جهت مقابل باشد ، در فاصلهى معينى قرار داشته باشد ، در فضايى روشن باشد . در غير اين صورت رؤيت بصرى ممكن نخواهد بود . بديهى است شرايط ياد شده مستلزم جسمانيّت است كه خداوند محال است . آرى رؤيت قلبى نسبت به خداوند ممكن است ، زيرا حقيقت آن به علم و ايمان كامل به خداوند بازمىگردد . بدين جهت ائمهى اطهار عليهم السّلام كه رؤيت بصرى خداوند را باشدت انكار كردهاند ، بر رؤيت قلبى او تأكيد
--> ( 1 ) . شيخ صدوق ، كتاب توحيد ، باب 7 ، حديث 8 .